بدون عنوان
سلااااااااااااااااااام سلاممممممممم
این پست رو میخوام از شیطونیهای رادوین بنویسم
پسرم خیلییییییی خیلی شیطون شده طوری که که دیگه منه صبور و پر طاقت دیگه کم میارم
صبح که بلند میشه باید با خودم رو اماده کنم تا بای یه پسر شیطون بلا بازی کنم . خیلیییییییییییی لذت بخشه که بشینی ساعتها بازی کنی ولی گاهی اوقات رادوین جونم به یه چیزی کلید میکنه
اون موقع هست که از نیروی امداد و کمکی استفاده میکنم و سریع رادوین رو میفرستم پایین .
از خوشحالی پله ها رو میخواد بدو یعنی دوتا رو یکی میکنه
چون میدونه که بره پایین مادرشوهری با صبوری زیاد میشینه هر چی که رادوین بخواد رو براش میاره البته تا جایی که به خودش صدمه نزه .
خیلی خیالم راحته وقتی اونجا باشه خونه مامانم هم که باشه چون میدونه که لوسش میکنن دیگه دوست نداره بیاد خونه .
عاشق چراغهای تو خیابون هست مخصوصا چراغی که تو پل شهرک ولایت هست . از راه دور اشاره میکنه میگه بابا مامی اااااااا
اگر هم چراغها خاموش باشه خیلی شاکی میشه .
همچنان فیلمهاشو دوست داره که ببینه به قدری که نگاه کرده حرفهایی که تو فیلمش میزنه قبل از اینکه بیاد زودی خودش میگه
تازگیههههههههههههههههااااااااااااااااااا نمیدونم چرا همش نیشگون میگیره
به قدری ریز ریز میگیره که واقعاااااااا احساس میکنم عقرب نیشم زده
پازل جدید براش اوردم پازل اعداد هست . دیشب براش 1 بار چیدم و امروز بعد از ظهر دیدم که خودش همه رو چیده به جز 2 تا . اصلا باورم نمیشد 
که اینقدر سریع یاد گرفته باشه اخه فقط 1 بار براش چیدم
قرار شده که شنبه که رفتم تهران برم شهرک کتاب شریعتی براش سری دیگه از وسایل دیگه بگیرم .
همچنان تو غذا خوردن بازی درمیاره ولی منم مثل دفعه قبل زیاد با اصرار و ترفند دروغی و پاداش الکی که بیشتر مامانها این کار و میکنند ولی من انجام نمیدم . هر وقت دیدم که غذا رو طلب کرد براش میارم .
شنبه ایی جلسه 7 کلاسش بود و با دوستای خوبش بازی کرد و کلی بازیهای فکری انجام دادن و یه کاردستی قشنگ بهمون هدیه دادن . و هفته دیگه جلسه اخر کلاسش هست و پسر فارغ التحصیل یک ترم میشه و قراره که یه عکس دسته جمعی بگیریم .
و کلی برنامه شاد دارن .



این روزهااااااااا احسان جونم افتاده تو خط ورزش کردن و هر شب روزی 10 کیلومتر پیاده رویی داره دفعه قبل با تردمیل زد ولی هوا که بهتر بشه قراره که بره تو فضای باز ورزش کنه
و بیشتر غذا ها رو با هوا پز درست میکنم تا روغن نداشته باشه .
خرید عیدمون هم انجام دادم ولی امسال از خریدم خیلی راضی بودم ولی خیلیییییییییییییییییی بهم با رادوین سخت گذشت چون دیگه همه مامانا میدونن که با بچه نمیشد خرید کرد ولی احسان رادوین رو نگه میداشت منم با هول و استرس
خریدم رو میکردم ولی خدا رو شکر خوب شد 



بدون عنوان
