رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

بدون عنوان

1392/12/19 22:36
نویسنده : رومینا
211 بازدید
اشتراک گذاری

سلااااااااااااااااااام سلاممممممممم 

این پست  رو میخوام از  شیطونیهای رادوین بنویسمابله   پسرم خیلییییییی خیلی شیطون شده   طوری که که دیگه   منه  صبور و پر  طاقت  دیگه کم  میارم آخ  صبح که  بلند میشه  باید   با   خودم رو اماده کنم  تا بای یه پسر شیطون  بلا   بازی کنم . خیلیییییییییییی لذت بخشه که بشینی  ساعتها بازی کنی ولی گاهی اوقات رادوین جونم  به یه چیزی  کلید  میکنه   کلافه اون موقع هست که از نیروی امداد و کمکی  استفاده  میکنم و سریع رادوین رو میفرستم پایین .نیشخند  از خوشحالی    پله ها رو میخواد بدو  یعنی دوتا رو یکی میکنه خنده چون میدونه که بره پایین  مادرشوهری    با صبوری زیاد میشینه  هر چی که رادوین بخواد رو براش میاره   البته تا جایی که به خودش صدمه نزه .قلب  خیلی  خیالم راحته وقتی  اونجا باشه    خونه  مامانم هم که باشه چون میدونه که  لوسش  میکنن  دیگه دوست نداره  بیاد خونه . چشمک  عاشق  چراغهای تو خیابون هست   مخصوصا چراغی که تو   پل  شهرک ولایت هست . از راه دور اشاره میکنه   میگه  بابا  مامی  اااااااا   لبخند  اگر هم  چراغها خاموش باشه  خیلی شاکی میشه . ناراحت  همچنان  فیلمهاشو دوست داره  که ببینه  به قدری که نگاه کرده   حرفهایی که تو فیلمش میزنه  قبل از اینکه بیاد  زودی خودش میگه ماچ  تازگیههههههههههههههههااااااااااااااااااا  نمیدونم چرا   همش  نیشگون میگیره  نیشخند  به قدری ریز  ریز میگیره که واقعاااااااا احساس میکنم عقرب نیشم زده نیشخند 

پازل جدید براش  اوردم    پازل اعداد هست  . دیشب براش 1 بار چیدم  و  امروز  بعد از ظهر دیدم که خودش  همه رو چیده به جز 2 تا  . اصلا باورم نمیشد تعجبمتفکرکه اینقدر سریع  یاد گرفته باشه  اخه فقط 1 بار براش چیدم  متفکر قرار شده که شنبه  که رفتم تهران برم شهرک کتاب شریعتی براش سری دیگه از   وسایل   دیگه بگیرم .چشمک

همچنان تو غذا خوردن  بازی درمیاره  ولی منم مثل   دفعه قبل زیاد  با  اصرار و ترفند دروغی  و پاداش الکی  که بیشتر مامانها  این کار و میکنند  ولی من انجام نمیدم .  هر وقت   دیدم که غذا رو  طلب کرد براش میارم . چشم شنبه ایی  جلسه 7 کلاسش بود  و با دوستای خوبش بازی کرد و کلی بازیهای فکری  انجام  دادن  و یه کاردستی قشنگ  بهمون هدیه دادن .  و هفته دیگه جلسه اخر کلاسش هست و پسر  فارغ التحصیل  یک  ترم  میشه و قراره که یه عکس دسته جمعی بگیریم .قلب و کلی برنامه شاد دارن . 

 

نیشخند

 

 

 

     این روزهااااااااا احسان جونم افتاده تو خط ورزش کردن و هر شب   روزی  10 کیلومتر پیاده رویی داره    دفعه  قبل  با تردمیل  زد ولی  هوا که  بهتر بشه  قراره که بره تو فضای باز  ورزش کنه  از خود راضی و بیشتر غذا ها رو با هوا پز درست میکنم   تا روغن  نداشته باشه  .

 

 

خرید عیدمون هم   انجام دادم  ولی امسال از خریدم  خیلی  راضی بودم  ولی خیلیییییییییییییییییی بهم  با رادوین  سخت گذشت  چون   دیگه همه مامانا  میدونن که با بچه نمیشد خرید  کرد  ولی  احسان  رادوین  رو  نگه میداشت   منم با هول  و استرس نگرانخریدم رو میکردم  ولی خدا رو شکر خوب شد مژه

لبخند

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

امیرحسین کوچولو نفس ما
21 اسفند 92 2:09
ماشاالله به گل پسر شیطون چه کاردستی قشنگی.. پیشاپیش سال نو مبارک
مامان ماهان
21 اسفند 92 23:15
خداوندا ، در این واپسین روزهای سال دلم را چنان در جویبار زلال رحمتت شستشو ده که هر کجا تردیدی هست ایمان ، هر کجا زخمی است مرهم ، هر کجا نومیدی هست امید و هر کجا نفرتی هست عشق جای آن را فرا گیرد . پیشاپیش سال نو مبارک ، سال خوبی داشته باشی .
مامان ملینا و کوروش
24 اسفند 92 14:41
میگن وقتی بهار داره از راه میرسه باید قبلش گل ها رو خبر کرد . میخواستم خبرت کنم بهار تا شش روز دیگه میاد . . . رفیق گلم پیشاپیش بهارت مبارک
مامان ملینا و کوروش
25 اسفند 92 8:27
درشکفتن جشن نوروز برایت در همه ی سال سر سبزی جاودان وشادی ،اندیشه ای پویا و برخورداری از همه نعمتهای خدادادی آرزومندم.نوروز بر شما و خانواده ی گرامیتان شاد باش